با آب طلا نام حسین قاب كنید . . . با نام حسین یادی از آب كنید . . . خواهید كه سر بلند و جاوید شوید . . . تا آخر عمر تكیه به ارباب كنید
علی یك دسته گل از یاس آورد . . . ز طوبی شاخه ی احساس آورد . . . میان باغی از گل های زهرا . . . خوشا ام البنین عباس آورد
پیر همه بود اگرچه او كودك بود . . . صبرش ز غریبی پدر اندك بود . . . نای كرد به نی اشاره می گفت رباب . . . ای كاش سر نیزه كمی كوچك بود
با نام حسین به سینه ها گل بزنید . . . از اشك به بارگاه او پل بزنید . . . گویید كه هر زمان گرفتار شدید . . . بر دامن ما دست توسل بزنید
هفتادو دو مجنون زلیلی شده عاقل . . . هفتادو دو فرهاد به شیرین شده واصل . . . هیهات که جان گیرد از آنها ملک الموت . . . جان دست حسین است نه بازیچه قاتل
فرش بر رونق بازار حسین می نازد . . . عرش بر جلوه رخسار حسین می نازد . . . ابر بر اشك عزادار حسین می نازد . . . قبر شش گوشه به زوار حسین می نازد . . . كربلا هم به علمدار حسین می نازد
می گویید شیشه ها احساس ندارند. ولی هنگامی که با انگشت روی شیشه ی بخار گرفته نوشتم یا حسین آرام گریست ...
آبروی حسین به كهكشان می ارزد ، یك موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا كه حسین بیش از آن می ارزد
نام من سرباز کوی عترت است ، دوره آموزشی ام هیئت است . پــادگــانم چــادری شــد وصــله دار ، سر درش عکس علی با ذوالفقار . ارتش حیــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازی پی هر فرصتم . نقش سردوشی من یا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است . رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است ، زینب آن را دوخته پس مشکی است . اسـم رمز حمله ام یاس علــی ، افسر مافوقم عباس علی (ع)
عالم همه محو گل رخسار حسین است ، ذرات جهان درعجب از كار حسین است . دانی كه چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ، یعنی كه خدای تو عزادار حسین است
امام سجاد (ع) : هر مؤمنی كه بگرید بر قتل حسین (ع) به نحوی كه اشك بر چهره اش جاری شود ، خداوند او را جاودانه در خانه ای از خانه های بهشت جا می دهد
دانی از چه رو گاه گاه آید زلزله ، چون زمین هم میكند با نام زینب هلهله . دانی از چه رو گاه گاه توفان میشود ، صحنه جنگیدن عباس اكران میشود
گویند كه در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست ، علم فاطمه دست قلم عباس است .
ماه خون ماه اشك ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد
برچسب:
نویسنده: جواد حمودی