خرید بک لینک
بر سینه ی من نوشته بین الحرمین . . . نصف قلبم با ابالفضل،نصف دیگر با حسین . . . السلام علَی الحسین و علی عباس الحسین


اشکم ز هجر روی تو خوناب شد حسین . . . مویم ز غصه رشته ی مهتاب شد حسین . . . هر جا کنار آب نشســـــــتم ز داغ تو . . . از بس که سوختم جگرم آب شد حسین . . . جانسوز تر ز داغ تو دیگر کسی ندید . . . خورشید هم ز داغ تو در تاب شد حسین


امام صادق(ع):
کسی که ذکر مصییبت ما را بشنود و از چشمش اشک بیاید خداوند او را بر آتش جهنم حرام می کند.

گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی . . . باقلم نقش حبابی بر لب دریا کشید . . . گفتمش تصویری از لیلا و مجنون را بکش . . . عکس حیدر در کنار حضرت زهرا کشید . . . گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن . . . در بیابان بلا تصویری از سقا کشید . . . گفتمش سختی و درد و آه گشته حاصلم . . . گریه کرد آهی کشیدو زینب کبری کشید


دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود . . . دل ها همه آماده ی پرواز شود . . . با بوی محرم الحرام تو حسین . . . ایام عزا و غصه آغاز شود . . . السلام علیک یا اباعبدالله


امام حسین (ع) :
هر کس این پنج چیز را نداشته باشد از زندگی خود چندان بهره ای نمی برد:عقل،دین،ادب،حیا،خوش خلقی

عالم همه قطره اند و دریاست حسین . . . خوبان همه بنده اند و مولاست حسین


ای وجودت عشق را معنای حسین عالمی یک قطره تو دریا حسین


پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهی کشیدوگفت:که ماه محرم است.گفتم: که چیست محرم؟باناله گفت:ماه عزای اشرف اولادآدم است

السلام علیکم یااباصالح المهدى (عج)السلام علیک یاامین الله فى ارض وحجته على عباده


اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد . . . دل را حرم و بارگه خون خدا کرد . . .


جوانمردان عالم را بگویید . . . دوباره شور عاشورا به پا شد


هر دم به گوش می رسد آوای زنگ قافله ، این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله


قیامت بی حسین غوغا ندارد”شفاعت بی حسین معنا ندارد”حسینی باش كه در محشر نگویند”چرا پرونده ات امضاء ندارد

در خیالم کربلا زائر شدم . . . در حریم پاک تو طائر شدم . . . یا اباالفضل ای تمام هستی ام . . . من فقط به عشق تو شاعر شدم


امام حسین(ع):
قیام و انقلاب من نه از روی خودخواهی و خوشگذرانی و فساد و ظلم است،
بلکه من در پی اصلاح امت جدم و برپایی امربه معروف و نهی از منکر هستم.


هر دم به گوشم می رسد آوای زنگ قافله . . . این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله . . . یک زن میان محملی اندر غم و تاب و تب است . . . این زن صدایش آشناست ای وای من این زینب است


امام حسین-ع:
ادب آن است که وقتی از منزلت خارج شدی،هرکس را که دیدی او را از خود بهتر بدانی.


امام حسین(ع):
عقل به کمال نمی رسد مگر با پیروی از حق.


بر سینه ی من نوشته بین الحرمین . . . نصف قلبم با ابالفضل،نصف دیگر با حسین


در کلاس عاشقی عباس غوغا می کنددر دل هر عاشقی عباس مأوا می کندهر کسی خواهد رود در مکتب عشق حسین ثبت نامش را فقط عباس امضاء می کند

دلم مست و لبم مست و سرم مست . . . بخون ای دل که صبرم رفته از دست . . . بخون ای دل محرم اومد از راه . . . بخون اجر تو با عباس بی دست

ایمان ووفا سایه ی بالای تو بود. . . ایثار علی (ع)نقش به سیمای تو بود. . . گر لب نزدی به اب دریا عباس(ع) . . . دریای ادب میان لبهای تو بود


عباس لوای هفت افراشته است . . . وین راز به خون خویش بنگاشته است . . . او پرچم انقلاب عاشورا را . . . با دست بریده اش بپا داشته است

با خدا عباس وقتی دست داد . . . هر دو دست خویش را از دست داد


دریا تمام سوز لبش را به آب داد . . . صحرا به تشنگان قدح آفتاب داد . . . مردی سوار اسب به به دریا سلام کرد . . . باران نیزه بود که او ار جواب داد


همچو باران که شبی شعله به دریا زده است . . . لشکر دشمن از اندام .... جا زده است

همچو شیری است که از بیشه به دور افتاده . . . همچو مردی که به پاهاش غرور افتاده

شان قرآن زده از روی غرض میخواند . . . این پسر کیست که این گونه رجز میخواند . . .از در و پنجره آوازه ی غم میریزد . . . تن عصیان زده خاک به هم میریزد. . . پشت در پشت زمین از هیجان می لرزد . . . زیر پاهای پسر کل جهان می لرزد . . . پسر از بهت تماشای پدر آمده است . . . نیزه برداشته و جای پدر آمده است . . . آسمان را به تحیر زده از رد خودش . . . همچو سیبی به دو نیم آمده از جد خودش . . . نیزه برداشته دنبال سپر می گردد . . . می رود تا وسط دشمن و بر می گردد . . . نیزه برداشت که درسی به سیاهی بدهد . . . بنویسند که تاریخ گواهی بدهد . . . فکر شولا و ردا و سر عمامه نبود . . . نیزه برداشت ولی فکر امان نامه نبود . . . شاه در خیمه دو بازوی سپر را بوسید . . . همچو مولا که گلوگاه پدر را بوسید . . . همچو باران که شبی شعله به دریا زده است . . . لشکر دشمن از اندام امیر جا زده است .


تا تو بودی خیمه ها آرام بود . . . دشمنم در كربلا نا كام بود . . . تا تو بودی من پناهی داشتم . . . با وجود تو سپاهی داشتم . . . تا تو بودی خیمه ها پاینده بود . . . اصغر شش ماهه من زنده بود . . . تا توبودی خیمه ها غارت نشد . . . بعد تو كس حافظ یارت نشد . . . تا تو بودی چه ره ها نیلی نبود . . . دستها آماده سیلی نبود . . . تا تو بودی دست زینب باز بود . . . بودنت بهر حرم اعجاز بود . . . تا كه مشكت پاره و بی آب . . .دشمن بر كینه ات شاداب شد

بیا که بار امانت بمنزل افتاده . . . بیا که کشتیت ای نوح در گل افتاده . . . زراه لطف قدم نه دمی ببالینم . . . که سخت کار من اینجا به مشگل افتاده . . . زشوق اینکه رسد موجی از محبت تو . . . دلم چوگوهر خونین بسا حل افتاده . . . بدآنطریق که جان میدمند بر ابدان . . .
محبت تو پریروی در دل افتاده . . . به مجلسم چونهی پا بهوش باش ایگل . . . که مست نرگس چشمت به محفل افتاده . . . به ناب خرمن زلفت دلم گرفته مکان . . . خبر دهید که آتش به حاصل افتاده . . . به چشم منتظرم تبر خورده صد افسوس . . . برای دیدنت این خار حائل افتاده . . . چنانکه پای درختان حسان ثمر ریزد . . . دو دست پور علی در مقابل افتاده

برچسب: نویسنده: جواد حمودی تاريخ: دوشنبه 23 مرداد 1391 ساعت: 1:50

صفحه بندی